بدون شرح !!!
امروز به غريبه اي مي گويي ‘ دوستت دارم .
صدايش مي كني عشقم !!!
از حرمت دوستي حرف مي زني ‘
كه خود حرمت شكن دل بي كسي شده اي .
از نيم نگاه ها مي گويي ‘
كه هنوزم ‘ تمام نگاهم ‘ چشم به راه توست .
از عشقي مي گويي ‘ كه حالت را آشفته
گويي اين شبها خواب را از تو ربوده .
كه نمي داني ‘ چشماني خيس است
از نبودنت ...
مي خواهي دستي را بگيري !!!
كه همين دستان تو بود كه ‘
گره از قلبم گشود .
از آغوشي مي گويي
كه روزي باز بود برايم .
مي خواهي جان فدا كني !!!
كه امروز ‘ جانم بر لب رسيد ‘
از بي وفايي ها يت .
آري ‘
نگاهت سوي غريبه هاست ...
اي آشنايي ديروز من .
مي دانم كه ديوانه و دل داده شدي .
به دنبال چه مي گردي ؟
كه مي دانم روزي اندوه اين ‘
دوست داشتن هاي تكراري ات
تو را به دست فراموشي مي سپارد .
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 11:11 توسط علیرضا اسفندیاری
|