همان شد که گفتم...
دیدی آنقدر دست دست کردی
آنقدر آهسته قدم برداشتی
که همان شد که گفتم
آنقدر آهسته از کوچه ی ما گذشتی
که من آخر...
عاشق همین سکوت قدمهایت شدم!
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 11:54 توسط علیرضا اسفندیاری
|